
Famous quotes
Quotes by famous people, credited to who said them. Your own quotes must not match any of these. More are added all the time. 1,158,269 quotes Who coined it · How we decide
EnglishItalianoPolskiעבריתFrançaisPortuguêsفارسیEspañol中文РусскийDeutschالعربيةहिन्दी日本語ΕλληνικάLatina
ناصرخسرو
34 quotes
“« «سَر علمها علم دين است»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«چو از هر موجودي دو موجود بر ترتيب شريفتر است از ديگر موجودات، روا نباشد كه دو مرد از ديگر مردمان شريفتر نباشند از هر آنكه عظيم تر موجودي مردم است كه غرض صانع از ايجاد موجودات همه اوست. پس گفتند كز مردمان دو مرد شريفتر است يكي رسول و ديگر وصي ازو.دليل بر شرف اين دو تن بر همه خلق آن آورند كه شرفا خلق همه فرزندان ايشانند. نيز هيچ مردي نيست از جملگي خلق كه اندر دين اسلام اند بانگ نماز – كان منادي خدايست – همي نشوند كه گويند به اقرار به وحدانيت خداي برابر ذكر اين دوتن را كه موذنان بانگ همي كنند هر شبان و روزي پنج وقت نماز كه آن وقت را جملگي وقت ها و زمان ها شرف است و بر سر مناره به آواز همي گوبند:محمد رسول الله و علي ولي الله. »”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«آهن قوي تر گوهري است و آلت حرب از او سازند. منافع مردم اندر او بسيار است... چون رسول از خلق علي را به خويشتن كشيد چه به مصاهرت و چه به وصايت ، پيدا آمد كه امير المومنين علي ممثول آهن بود. چه درست شد كه رسول به منزلت مغناطيس عالم دين بود و امير المومنين به مرتبت آهن عالم دين بود. و چنانك مغناطيس، اگرچه بسيار جواهر باشد،جز آهن را به خويشتن نكشد، مغناطيس ديني نيز از بسياري از امت جز مر اين آهن را به خويشتن نكشيد.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«تا امروز فرزندان او-علی- فرزندان رسول اند، و چه مر او را وصي خويش به غدير خم و همگان ر ا به ولايت او اشارت كرد.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« واجب دیدم بر خویشتن این کتاب را تالیف کردن بر شرح بنیادهای شریعت از شهادت و طهارت و نماز و روزه و....»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« چيزها را به روى توان شناخت و خردمندى كه اين كتاب را بخواند، دين را بشناسد و بر شناخته كار كند و مزد كار را سزاوار شود به خشنودى ايزد تعالى»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« وصي آدم مولانا شيث بود عليه السلام و وصي نوح مولانا سام بود عليه السلام و وصي ابراهيم مولانا اسماعيل بود عليه السلام و وصي موسي مولانا هارون بود عليه السلام و وصي عيسي مولانا شمعون بود عليه السلام و وصي محمد مصطفي علي المرتضي بود عليه السلام.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« نخست بدانی که حال نفس اندر دین برابر است. حال جسد و اندرحال تندرستی صلاح جسد وابسته است به طعام خوردن و شراب خوردن و اندرحال بیماری علاج جسد وابسته است بهطعام ناخوردن و بازداشت شراب از وی.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« صیام دور کردن است خویشتن را از خویستوری که هرچه یابند بههر وقتی میخورند. این عادت سخت ناستوده است و کمخوردن عادتی است ستوده و کمخار را نیز همه کس دوست داشتهاند.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« واندر خبر آمده است که ماه رمضان نامی است از نامهای خدا و آن ماهی است فاضلتر از همه ماهها و اندر خبر است که اندرو مر فرشتگان را بینند و درهای آسمان به نیکیها بگشایند و جوانمردی فرمود کردن با ضعیفان به اندازه توانایی خویش.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“« و سالی دوازده ماه است و ماه رمضان از آن دوازده ماه دیگر شریفتر است و بیان تأویل آن این است که هر پیامبری را وصی و امامی است و ایشان دوازدهاند و این همان است که در تأویل نواب یوسف آمده است: «انی رأیت احد عشر کوکبا و الشمس والقمر رأیتهم لی ساجدین.» گفت: من دیدم یازده ستاره را و ماه را و آفتاب را که مرا سجده کردند. [یوسف/۴] .»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گر تو به تبار فخر داری / من مفخر گوهر و تبارم».”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«کلام عارف دانا قبولست / که گوهر از صدف باید خریدن.»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«ندانم جز این عیب مر خویشتن را//که بر عهد معروف روز غدیرم»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا// گویی زبون نیافت به گیتی مگر مرا»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«آنچه نخواهی که ندرویش، مکار// آنچه نخواهی که بشنویش، مگوی»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس// تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«این جهان آب روانست بر او خیره مخسب// آنچه او بود نخواهد مطلب، مست مباش»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«این رشوتخواران فقهایند شمارا// ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«خواب و خورست کار تو ای بیخرد جسد// لیکن خرد به است ز خواب و ز خور مرا// کار خر است سوی خردمند خواب و خور// ننگست ننگ با خرد از کار خر مرا»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«روزی زسر سنگ عقابی بههوا خاست// واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست// بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت// امروز همه روی زمین زیر پر ماست// بر اوج فلک چون بپرم از نظر تیز// میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست// گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد// جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست// بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید// بنگر که ازین چرخ جفاپیشه چه برخاست// ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی// تیری ز قضاو قدر انداخت بر او راست// بر بال عقاب آمد آن تیر جگردوز// وز ابر مر او را بسوی خاک فروکاست// بر خاک بیفتاد و بغلطید چو ماهی// وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست// گفتا عجبست اینکه زچوبست و زآهن// این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست// چون نیک نگهکرد و پر خویش بر او دید// گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گرگ درنده گرچه کشتنی است//بهتر از مردم ستمکار است// از بد گرگ رستن آسان است// وز ستمکار سخت دشوار است»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گوشت چون گنده شود او را نمک درمان بود// چون نمک گنده شود او را بهچه درمان کنند»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گویم چرا نشانه تیر زمانه کرد// چرخ بلند جاهل بیدادگر مرا// گر در کمال و فضل بود مرد را خطر// چون خوار و زار کرد پس این بیخطر مرا؟»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گویی که از نژاد بزرگانم// گفتاری آمدی تو نه کرداری// بیفضل کمتری تو ز گنجشکی// گرچه ز پشت جعفر طیاری// بیچاره زندهای بود ای خواجه// آنک او زمردگان طلبد یاری// طب پدر تو را ندهد نفعی// تو چونکه گرِ خویش همیخاری»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«از ره نام همچو یکدگرند// سوی بیعقل، هرمس و هرماس// لیکن از راه عقل، هشیاران// بشناسند فربهی زآماس»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«گیتی سرای رهگذرانست ای پسر// زین بهتر است نیز یکی مستقر مرا»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«نام قضا خرد کن و نام قدر سخن// یاد است این سخن ز یکی نامور مرا»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«نینی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل// این گفته بود گاه جوانی پدر مرا// دانش به از ضیاع و به از جاه و مال و ملک// این خاطر خطیر چنین گفت مر مرا»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«نکوهش مکن چرخ نیلوفری را// برون کن ز سر باد خیره سری را// بری دان از افعال چرخ برین را// نشاید ز دانش نکوهش بری را// همی تا کند پیشه عادت همی کن// جهان مر جفا را تو مر صابری را// چو تو خود کنی اختر خویش را بد// مدار از فلک چشم نیکاختری را// اگر شاعری را تو پیشه گرفتی// یکی نیز بگرفت خنیاگری را// تو درمانی آنجا که مطرب نشیند// سزد گر ببری زبان جری را// صفت چند گویی ز شمشاد و لاله// رخ چون مه و زلفک عنبری را// به علم و به گوهر کنی مدحت آن را// که مایه است مر جهل و بدگوهری را// به نظم اندر آری دروغ و طمع را// دروغست سرمایه مرکافری را// پسندست با زهد عمار و بوذر// کند مدح محمود مر عنصری را// من آنم که در پای خوکان نریزم// مر این قیمتی در لفظ دری را»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بار خدایا اگر زروی خدایی// طینت انسان همه جمیل سرشتی// چهرهٔ رومی و صورت حبشی را// مایهٔ خوبی چه بود و علت زشتی// طلعت هندو و روی ترک چرا شد// همچو دل دوزخی و روی بهشتی// چیست خلاف اندر آفرینش عالم// چون همه را دایه و مشاطه تو هستی// نعمت منعم چراست دریا دریا// محنت مفلس چراست کشتی کشتی»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«ای شعرفروشان خراسان بشناسید// این ژرفسخنهای مرا گر شعرایید»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بر یخ بنویس چون کند وعده// گفتار محال و قول خامش را»”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“[//ar.wikisource.org/wiki/مؤلف:ناصر_خسرو]”
ناصرخسرو (1004–1088) said by 1088 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source