
Famous quotes
Quotes by famous people, credited to who said them. Your own quotes must not match any of these. More are added all the time. 1,158,269 quotes Who coined it · How we decide
EnglishItalianoPolskiעבריתFrançaisPortuguêsفارسیEspañol中文РусскийDeutschالعربيةहिन्दी日本語ΕλληνικάLatina
شمس تبریزی
14 quotes
“مرد، آنست که عیب، بر خود نهد.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“هر که را دوست دارم، جفا پیش آرم! اگر آن را قبول کرد، من … از آن او، باشم!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“آری، زهی کافران مسلمان!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“بر بعضی لباس فسق، عاریتی است! بر بعضی لباس صلاح، عاریتی است!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“بعضی، خیال خود را، به خدایی گرفتهاند!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“درویش را، درویشی و خاموشی!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“زهی افترا، از هزار راست، منورتر، و خوشتر، و مبارکتر!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“مقصود از وجود عالم، ملاقات دو دوست بود، که روی درهم نهند، جهت خدا، دور از هوی (خودخواهی)!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“گفت: -نماز کردند؟ گفت: -آری گفت:-آه! گفت: -نماز همه عمرم بتو دهم، آن «آه» را به من ده!”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“راست نتوانم گفتن؛ که من راستی آغاز کردم، مرا بیرون کردند. اگر تمام راست کنمی، به یکبار همه شهر مرا بیرون کردندی.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“چون به سوی کعبه نماز میباید کرد، فرض کن آفاق عالم جمله جمع شدند گرد کعبه حلقه کردند و سجود کردند. چون کعبه را از میان حلقه بگیری، نه سجود هر یکی سوی همدگر باشد؟ دل خود را سجود کردهاند.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم: تفسیر ما چنان است که میدانید. نی از محمد! و نی از خدا! این «من» نیز منکر میشود مرا. میگویمش: چون منکری، رها کن، برو. ما را چه صداع (دردسر) میدهی؟ میگوید: نی. نروم! سخن من فهم نمیکند. چنانکه آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر … یکی را هم او خواندی هم غیر او … یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“آنجا [تبریز] کسانی بودند که من کمترینِ ایشانم، که بحر مرا برون انداختهاست، همچنان که خاشاک از دریا به گوشهای افتد، چُنینم تا آنها چون باشد.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“چنانکه شیخ محمد بن عربی در دمشق میگفت که محمد پردهدار ماست! میگفتم: آنچه در خود میبینی، در محمد چرا نمیبینی؟ هر کسی پردهدار خود است. گفت آنجا که حقیقت معرفت است، دعوت کجاست؟ و کن و مکن کجاست؟ گفتم: آخر آن معنی او را بود و این فضیلت دگر مزید؛ و این انکار که تو میکنی بر او، و این تصرف، نه که عین دعوت است؟ مرا که برادر میخواند و فرزند، نه که دعوت است؟ پس دعوت میکنی و میگویی دعوت نباید کردن! نیکو همدرد بود، نیکو مونس بود، شگرف مردی بود شیخ محمد؛ اما در متابعت نبود. یکی گفت: عین متابعت خود آن بود. گفتم: نی متابعت نمیکرد.”
شمس تبریزی (1185–1248) said by 1248 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source