
Famous quotes
Quotes by famous people, credited to who said them. Your own quotes must not match any of these. More are added all the time. 1,158,269 quotes Who coined it · How we decide
EnglishItalianoPolskiעבריתFrançaisPortuguêsفارسیEspañol中文РусскийDeutschالعربيةहिन्दी日本語ΕλληνικάLatina
سعدی
50 quotes
“«اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی .”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“گر سنگ همه لعل بدخشان بودی/پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«اعادهٔ ذکر آن ناکردن اولاتر است».”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«اعرابیی را دیدم که پسر را همیگفت: یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ یومَ القیامةِ ماذا اکتَسَبتَ و لا یُقالُ بمن انتسبتَ یعنی ترا خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست:جامه کعبه را که میبوسند/او نه از کرم پیله نامی شد//با عزیزی نشست روزی چند/لاجرم همچو او گرامی شد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«ای که مشتاق منزلی، مشتاب/پند من کار بند و صبر آموز//اسب تازی دو تگ رود به شتاب/واشتر آهسته میرود شب و روز.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بنیآدم اعضای یک پیکرند// که در آفرینش ز یک گوهرند// چو عضوی بهدرد آورد روزگار// دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بیغمی// نشاید که نامت نهند آدمی».”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بر غلامی که طوع خدمت تست/خشم بی حد مران و طیره مگیر//که فضیحت بود به روز شمار/بنده آزاد و خواجه در زنجیر.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«پادشه باید که تا بحدی خشم بر دشمنان نراند که دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم اول در خداوند خشم اوفتد پس آنگه که زبان به خصم رسد یا نرسد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«پسری را پدر وصیت کرد/کای جوان بخت یادگیر این پند//هر که با اهل خود وفا نکند/نشود دوست روی و دولتمند.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«به دست آوردن دنیا هنر نیست/یکی را گر توانی دل به دست آر.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«بزرگش نخوانند اهل خرد/که نام بزرگان به زشتی برد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمیشد. مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عزوجل علی الدوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه میگویی؟!، گفت: شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی… گر مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز // تا نگویی که در آن دم غم جانم باشد // گویم از بندهٔ مسکین چه گنه صادر شد // کو دلآزرده شد از من، غم آنم باشد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«تا کار به زر بر میآید / جان در خطر افکندن نشاید.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«جوان گوشه نشین شیر مرد راه خداست/که پیر خود نتواند ز گوشهای برخاست.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن/که میگویند ملاحان سرودی//اگر باران به کوهستان نبارد/به سالی دجله گردد، خشک رودی.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«چو کاری بی فضول من بر آید/مرا در وی سخن گفتن نشاید//و گر بینم که نابینا و چاه است/اگر خاموش بنشینم گناه است.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچیک را آزاد نخواندهاند مگر سرو را که ثمرهای ندارد. درین چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«خبری که دانی که دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«خانه از پای بست ویران است/خواجه در بند نقش ایوان است.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«ده آدمی بر سفرهای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم بسر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفتهاند توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“رازی را که نهان خواهی با کس در میان منه.”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“رای بی قوت مکر و فسون است، و قوت بی رای، جهل و جنون.”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم زده نشوی.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت یاللعجب پیاده عاج چو عرضه شطرنج به سر میبرد فرزین میشود، یعنی به از آن میگردد که بود و پیادگان حاج بادیه به سر بردند و بتر شدند :از من بگوی حاجی مردم گزای را/کو پوستین خلق به آزار میدرد//حاجی تو نیستی شترست از برای آنک/بیچاره خار میخورد و بار میبرد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«سالها بر تو بگذرد که گذار/نکنی سوی تربت پدرت//تو به جای پدر چه کردی خیر؟ /تا همان چشم داری از پسرت.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی آجل در خشک نمیرد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«طبیبی که خود باشدش زرد روی / از او داروی سرخ رویی مجوی.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«عالم ناپرهیزگار، کور مشعله دار است.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«علم از بهر دین پروردنست نه از بهر دنیا خوردن.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“گدای نیک انجام، به از پادشاه بدفرجام.”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی / برآورند غلامانش آن درخت از بیخ»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«نیک بختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند زان پیشتر که پسینیان به واقعه او مثل زنند. دزدان دست کوته نکنند تا دستشان کوته کنند :پند گیر از مصائب دگران/تا نگیرند دیگران به تو پند.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«ندهد هوشمند روشن رای/به فرومایه کارهای خطیر//بوریا باف اگر چه بافنده است/نبرندش به کارگاه حریر.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند، و نه چندان درشتی که از تو سیر گردند.”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«وقتی، به جهلِ جوانی، بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که دُرشتی میکنی؟”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«هر که را دشمن پیشست، اگر نکشد دشمن خویشست.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان درو اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و گر به خراباتی رود به نماز کردن منسوب شود به خمر خوردن.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت: ای پسر چندان که تعلق خاطر آدمی زاد به روزیست اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه در گذشتی:روانت داد و طبع و عقل و ادراک/جمال و نطق و رای و فکرت و هوش//کنون پنداری ای ناچیز همت/که خواهد کردنت روزی فراموش.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«یکی را از بزرگان ائمه پسری وفات یافت پرسیدند که بر صندوق گورش چه نویسیم گفت: آیات کتاب مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باشد بر چنین جایها نوشتن که به روزگار سوده گردد و خلایق برو گذرند و سگان برو شاشند، اگر به ضرورت چیزی همینویسند این بیت کفایتست:بگذر ای دوست تا به وقت بهار/سبزه بینی دمیده بر گل من.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source
“«یکی را از حکما شنیدم که میگفت :هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند:سخن را سر است ای خداوند و بن/میاور سخن در میان سخن//خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش/نگوید سخن تا نبیند خموش.»”
سعدی (1210–1292) said by 1292 at the latest wikiquote:fa, CC BY-SA 4.0 source